|
وقتي نيروها از برنامههاي خستهكننده مثل رزم شبانه و مراسم صبحگاهي برميگشتند، همه داخل سنگر و يا چادر دنبال «شهردار» و يا «خادمالحسين» ميگشتند و براي اينكه نشان دهند تا چه اندازه خسته و بيحس و حال هستند، ميگفتند: «شهردار بيا من را بردار.» كنايه از اينكه از دست رفتم بيا به دادم برس. |
|
منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) - صفحه: 98 |
|
بوي عمليات كه ميآمد، يكي از ضروريترين كارها تميز كردن سلاحها بود. در گوشه و كنار مقر، بچهها دوتادوتا و سهتاسهتا دور هم جمع ميشدند و جزبهجز اسحهشان را پياده ميكردند و با نفت ميشستند، فرچه ميكشيدند و دست آخر براي اطمينان خاطر يكي دو تا تير شليك ميكردند تا احياناً اسلحهشان گيري نداشته باشد. |
|
منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) - صفحه: 51 |
مقام معظم رهبري و فرماندهي كل قوا از ابتداي شروع جنگ با شهيد دكتر چمران حضور فعال و نزديك در جبهه داشتند حتي اسلحه به دوش ميگرفتند و بعضي شبها هم در عملياتهاي شناسايي شركت ميكردند. ايشان با همين اخلاص و شجاعت رزمندگان اسلام را حمايت ميكردند، به آنان روحيه ميدادند، در اواخر جنگ هم كه وضعيت جبههها حساس شد و برخي روحيه خود را از دست داده بودند ايشان با اينكه آن موقع رئيس جمهور بودند، لباس رزم پوشيدند و با يك برنامه منظم به جبهه آمدند. آمدن «آقا» به جبهه در روحيه بچهها بسيار مؤثر بود و توانستند قدرتمندانه به كار خود ادامه دهند و تجاوزهاي مجدد دشمن را خنثي كنند.
عبدالله عراقی
منبع: كتاب خورشيددرجبهه
مام از نظر تربيتي، براي ما يك الگو بودند. وقتي به ما ميگفتند: « اول وقت بايد نماز بخوانيد " خودشان از نيم ساعت به ظهر وضو ميگرفتند و مشغول قرآن و بعد خواندن نماز ميشدند و ما هم داخل حياط مشغول بازي بوديم.
آقا يك مرتبه هم نيامدند صدا كنند كه « دخترها بايستيد براي نماز؛ بياييد من ايستادهام پشتسر من يا خودتان نماز بخوانيد. »
ايشان اول اذان، نماز ميخواندند ولي يك بار هم به ما نگفتند: « الآن دست از كارتان برداريد موقع اذان است؛ دست از بازيتان برداريد و بايستيد براي نماز. »
ميگفتند: « شما بايد در طول اين ساعت نماز بخوانيد؛ واي به حال كسي كه در طول اين ساعت نماز را نخواند» آن وقت اگر آن نماز را نميخواند، ميبايست از خانه بيرون برود.
منبع: كتاب برداشت هايي از سيره امام خميني (ره) جلد3 - صفحه: 68



